برچسب:
نویسنده: آتنا اسدی
دیروز صبح جایی کار داشتم و باید مسافتی رو پیاده می رفتم آقایی رو دیدم که هر دو پاش شکسته بود و گچ گرفته بودن، دو نفر از چپ و راست بلندش کرده بودن و فاصله تا ماشین رو حملش می کردن، یهو یادم افتاد که همین راه رفتن خودش چه نعمت بزرگیه...
+ چهارشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۶| |مهران| |
برچسب:
نویسنده: آتنا اسدی
برچسب:
نویسنده: آتنا اسدی
برچسب:
نویسنده: آتنا اسدی
قضاوت نکنیم وقتی چیزی نمی دونیم، حرفی رو نزنیم وقتی ازش مطمئن نیستیم. #F.F
برچسب: مسترقاضی,
نویسنده: آتنا اسدی
برچسب:
نویسنده: آتنا اسدی
گویی همین دیروز بود که نوشتم "برای کشف اقیانوس های جدید، باید شهامت ترک ساحل ِ آرام خود را داشته باشید. این جهان، جهان تغییر است نه تقدیر". حالا انگار از "اقیانوس" و "ساحل ِ آرام" برداشت اشتباهی داشته اند دوستان!
و من الله التوفیق :)
برچسب:
نویسنده: آتنا اسدی
نخواست که باشه
برچسب:
نویسنده: آتنا اسدی
برچسب:
نویسنده: آتنا اسدی
برچسب:
نویسنده: آتنا اسدی

مادر؛ دستی بر گهواره دارد و دستی در دست ِ خدا
آنگاه که مادر گهواره را تکان می دهد، عرش خدا به لرزه در می آید
و همه ی فرشتگان سکوت می کنند تا زیباترین سمفونی ِ هستی را بشنوند؛ لالایی مادر را ...
برچسب:
نویسنده: آتنا اسدی
خبرهای ناگهانی، چه خوب چه بد؛ همیشه درک کردن و باورشون سخته... دیدن خبر فوت هادی نوروزی که تیتر یک همه ی خبرگزاری ها بود یکی از این خبرها بود، یا شنیدن خبر فوت شوهر خاله ام -که روحش شاد- در شامگاه سرد 12 دی 94 که بسیار غم انگیز بود و تا مدتها باور کردنش سخت، و خبر ِ ناگهانی دیگر، خبر فوت آقای هاشمی در 19 دی 95 (دیشب) بود.
برچسب:
نویسنده: آتنا اسدی
برچسب:
نویسنده: آتنا اسدی
برچسب:
نویسنده: آتنا اسدی
برچسب:
نویسنده: آتنا اسدی